غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

169

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

او را از استعمال شمشير صورت ملال روى نمود فرمان فرمود تا دوازده هزار كس از مخالفان را به حلق آويختند و غنايم موفور و اموال نامحصور درين سفر نصيب يزيد و لشگريانش گرديد و در سنهء مذكوره طلحة بن عبد اللّه بن عوف الزهرى كه بصفت فقاهت و سخاوت اتصاف داشت و قاضى مدينه بود از عالم انتقال نمود و همدرين سال قيس بن ابى حازم البجلى الكوفى كه در سلك علماء انتظام داشت و صحبت جمعى از اصحاب پدر را دريافته بود فوت شد عمرش را از صد سال زياده گفته‌اند و در همين سال سليمان حج اسلام گذارده در منزل وادى القرى ابو عبد الرحمن موسى بن نصير الاعرج كه در ملازمتش بود وفات يافت و جمال حال موسى بزيور علم و حزم و دليرى در ميدان رزم تزئين داشت و مملكت اندلس و اكثر بلاد مغرب باهتمام او مفتوح گشت و در سنهء ثمان و تسعين سليمان بن عبد الملك بدابق كه از توابع قنسرين است رفت و برادر خود مسلمة بن عبد الملك را كه از غايت صفرت لون و نحافت بدن جراد صفر لقب يافته بود بغزو روم نامزد كرد و مسلمه در آن ولايت بجهاد اشتغال داشت تا زمانى كه عمر بن عبد العزيز بر مسند خلافت نشسته او را طلب فرمود و درين سال ابو عمرو الشيبانى الكوفى كه با امير المؤمنين على رضوان اللّه عليه و عبد اللّه بن مسعود رضى اللّه عنه صحبت داشته بود و اوقات حياتش به صد و بيست سال رسيده متوجه عالم آخرت گرديد و هم درين سال ابو هاشم عبد اللّه بن محمد الحنفيه رضى اللّه عنه از منزل فنا بجهان بقا انتقال فرمود و بروايتى كه امام يافعى بصحتش اشارت نموده در همين سال عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبة بن مسعود الهذلى كه در سلك فقهاء سبعه مدينه انتظام داشت فوت شد و همدرين سال عمرة فقيهه بنت عبد الرحمن الانصارية وفات يافت و در سنه تسع و تسعين بقول صحيح ابو الاسود ظالم بن عمرو الدئلى البصرى جهان گذران را بدرود كرد و ابو الاسود از جملهء اعيان اصحاب امير المؤمنين على سلام اللّه عليه بود و بتعليم آن حضرت وضع علم نحو نمود و در تاريخ يافعى از خليفة بن خياط مرويست كه در آخر ايام خلافت شاه ولايت عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما از بصره بجانب حجاز رفت و ابو الاسود را بنيابت خويش در آن مملكت تعيين فرمود و ابو الاسود بحكومت بصره اشتغال داشت تا وقتى كه امير المؤمنين على شهادت يافت گويند كه در آن اوقات شبى ابو الاسود شنيد كه سائلى ميگفت كه كيست كه طعام دهد گرسنهء را او را طلبيده سير ساخت و چون سائل قصد بيرون رفتن كرد ابو الاسود گفت هيهات من ترا اطعام نكردم مگر بدانجهة كه امشب مسلمانان را ايذا نكنى آنگاه او را قيد كرده تا صباح نگاهداشت مدت عمر ابو الاسود هشتاد و پنج سال بود و در همين سال نافع بن جبير بن مطعم النوفلى و برادرش محمد بن جبير بن مطعم كه در سلك اعيان علماء قريش منتظم بودند از عالم انتقال نمودند و همدرين سال عبد اللّه بن محيريز الجمحى المكى كه از جملهء عباد زمان خود بود و در بيت المقدس بسر ميبرد روى بجهان جاودان آورد